فلسفه های لاجوردی

یادداشت های من...

فلسفه های لاجوردی

یادداشت های من...

سینما بولوار

با اسنپ به سمت کلینیک نور می روم. 

از بُلوار کشاورز که می گذرم، چشم هام دنبال سینما بولوار می گردد و همزمان یاد عمومامه می افتم. چرا که از معدود سینماهایی بود که پیش از انقلاب رفته بود.

یادم افتاد که چه دیر متوجه این شدم که چه قدر می توانم از حافظه ی عمومامه کمک بگیرم برای تکمیل کردن یادداشت هام درباره ی برخی نقاط تهرانِ دهه های پیش...

عمومامه حافظه ی فوق العاده ای داشت؛ از یادآوری اسامی آدم ها و محل ها و خیابان ها بگیر تا جزئیات مربوط به آن ها. اما خیلی زود دیر شد و آلزایمر به مرور آن حافظه را خالی کرد...

.

سینما بولوار(بُلوار) نامی ست که پس از انقلاب برای سینمایی با نام های پیشینِ الیزابت دوم (نام قدیمِ بُلوار کشاورز) و مدائن، انتخاب شد. این سینما که در سال ۱۳۴۵ تاسیس شده بود، حول و حوش انقلاب، با نمایش های ویژه اش با مایه های سیاسی، یکی از پاتوق های دانشجویان و جوانان آن دوران بود که این جوّ تا سال های اولیه ی پس از انقلاب هم دوام داشت.

همچنین، دیدِ ویژه ای که به بلوار زیبای کشاورز داشت، آن را در زمره ی سینماهای محبوب پایتخت قرار داده بود.

پس از فراز و فرودهای بسیار، سینما بولوار همچنان از دستبرد بساز و بفروش ها در امان مانده است و گویا گروهی جوان و با انگیزه، در حال بازسازی آن هستند.

سینما بولوار، تیرماه ۸۷- عکس از روزنامه ی جام جم

نظرات 4 + ارسال نظر
سید محسن سه‌شنبه 16 اردیبهشت 1399 ساعت 00:00

.
*اگر ما به یک چالش بر اساس شرطی شدن قدیم پاسخ بدهیم ،پاسخ ما ،مارا توانای
فهم چالش جدید نخواهد کرد.

http://telon4.blogfa.com

درود آقامحسن!
درست می فرمایید.
ما دائما در حال رو به رو شدن با چالش های جدید هستیم؛ اگه تغییر و انعطاف نباشه، راهی به پیش نخواهیم داشت.

سپاس از حضورتون.

زهرا یکشنبه 14 اردیبهشت 1399 ساعت 10:50

سلام
طاعات قبول. کجایی آقای معلم.
انشالا روزگار بر وفق مراد باشه

درود و سپاس؛ همچنین.
چون می گذرد غمی نیست!
امید که هستی در امن و امان باشه همیشه.
سپاس از حضورتون.

سید محسن جمعه 12 اردیبهشت 1399 ساعت 14:53

.حس ناب مثل عاشقی--- دوست داشتن فرزند – حس استجابت دعا و کسب موفقیت
را چگونه در کلام بگنجانیم؟

درود آقامحسن!
امید که عزیزانتون همیشه تندرست باشن.
خیلی خوب حس تون رو می گید و من هم لذت می برم!
سپاس از حضورتون.

بهامین جمعه 5 اردیبهشت 1399 ساعت 01:46 http://notbookman.blogsky.com

کی فکرش میکرد الان یه مدته تمام باجه های فروش بلیط سینما در سکوت محضِ
دلم واسه سینما رفتن تنگ شده

برای من این حس وقتی از جلوی مدرسه ی هیراد رد می شم خیلی خودش رو نشون می ده.
در مورد چنین سینماهایی، چون رونق گذشته رو نداشته ن، حسی نوستالژیک به ام دست می ده که کاش دوباره مردم صف می کشیدن جلوشون.

خیلی ممنونم که خوندین.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد