فلسفه های لاجوردی

یادداشت های من...

یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 ساعت 20:35

بیا زندگی را بدزدیم



زندگی از هر چیزی قوی‎تر است .

"بهرام صادقی"


پ.ن:

عنوان از "سهراب سپهری"

نظرات (4)
با بهار برقص
با تابستان بچرخ
در پاییزش عاشقانه قدم بزن
با زمستانش بنشین و
چایت را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش
زندگی را باید زندگی کرد، آن طور که دلت می‌گوید
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری
نسرین بهجتی
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 ساعت 11:52
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه قشنگ؛ ممنونم!
"زندگی را باید زندگی کرد."
سپاس بابت حضورتون و این شعر خوب.
شرمنده میکنید.خیلی ممنون و مچکرم

بله،هم برمی گرده به شعر ،که خیلی دوستش دارم.همین که ازلحن خانم نیکی بسی خوشمان می آید.که انگار آبنباتی چیزی گوشه لپ شون هست،دارن حرف میزنن

خلاصه اینکه؛
بابت مخاطب نوازی تان بسیارها تشکر
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 ساعت 08:56
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش می کنم؛ محبت دارید. من از شما ممنونم.

اون آبنبات که گفته این، توصیف جالبیه!

سپاس از حضور پرمهرتون. شاد باشید و سلامت.
سلام
صبح شما بخیر ونیک...

بله،بله،درستِ.دوزن که درجریان انق لاب فرهنگی دانشگاه بسه میشه،...سکانسی بود،خانم نیکی داشتن،ملحفه ها رو پهن می کردن و زمزمه اش میکردن..که آقای آتیلا میان و بازخواستش میکنن،...

بله واقعا،شعر زیبایی ست.وممنون از شما ؛بابت یاد آوری اش
سپاس ،که پاسخ نوشتین.بسیارهاسپاس..
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 ساعت 06:59
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام؛ ممنونم.
صبح شما هم بخیر!

الان حضور ذهن ندارم راستش، دو زن بود یا نیمه ی پنهان؟ اما جالبه که اون صحنه توی ذهنتون مونده. فکر می کنم برمی گرده به این که شعر رو دوست دارین.

ممنون از شما که با دقت می خونید و باعث می شید که من و سایر دوستان هم چیزهای خوبی یادمون بیاد و البته چیزهایی هم یاد بگیریم.
از شما سپاسگزارم بابت توجه به پست ها و کامنت های پرمهرتون.
چه تصویری

به باغ همسفران...
این شعر، همونیِ که نیکی کریمی زمزمه میکرد؟که همسرش آتیلا بود؟صدا کن مرا صدای تو خوب است...
وباز؛چه تصویری
جسارتا؟اون گیاه ؟چی می تونه باشه؟
واینکه؛سمت ولایت شما بلوط بن هم داره
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 ساعت 00:12
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله؛ پر از انرژیه این تصویر!

راستش این زمزمه کردنی که می گین رو یادم نمی آد توی چه فیلمی بوده...؛ البته خانم نیکی کریمی با آتیلا پسیانی در فیلم های دو زن و نیمه ی پنهان همبازی بوده ن، ولی اون تصویر در خاطرم نیست...، اما در هر صورت شعر زیبایی هست.

خواهش می کنم؛ اون گیاه شاید "شِینگ"باشه؛ باز هم مطمئن نیستم!
سمت روستای پدری بلوط نیست.
خیلی ممنونم از حضورتون.
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.